X
تبلیغات
زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2 - ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد


زنانه تر از هر زنی. . .مژگان2

ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد

شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد

 

سلام
فک کنم داستان منو میگی ک حذف شده
من از کلاس دوم دبیرستان با ی پسری ک 4سال ازم بزرگتر بود و سال دوم پزشکی بود دوس شدم تا حالا هم جز اون با هیشکی نبودم از همون روزای اول خانوادش در جریان بودن و بابا و مامانش واقعا دوستم داشتن تا وقتی اومدم دانشگاه و تا ترم 3 باهاش بودم یعنی حدودا 5 سال تو این مدت حتی انگشتش بهم نخورد برام همه کار میکرد دوسم داشت طوری ک حتی بخاطر دیدن من از ی شهر تو شرق کشور ک اونجا دانشجو بود میومد دیدن من ک تو ی استان غربی دانشجو بودم ساعت ها راه اونم طوری ک مجبور بود بیاد تهران خونه و دوباره شب راه بیفته فقط برا اینکه ی صب تا عصر منو ببینه و شب برگرد
اما تو این مدت نیومد خواستگاری بهونشم این بود ک وضع مالیم خرابه و سربازی نرفتم و این حرفا البته منم ب خاطرش همه کار میکردم حتی با وجود اینکه خانوادم و مشاورام میخواستن برم پزشکی نرفتم چون اون دوس نداشت من پزشکی بخونم و دوس داشت بشم مهندس معمار منم کنکور ریاضی دادم و الان معماری مبخونم رشتمم دوس دارم اما ترم 3 با وجود همه این حرفا ارتباطمو باهاش قطع کردم ن زنگ ن اس ن هیچی
الان حدود 1 سال گذشته و چن شب پیش زنگ زد و گفت میخواد بیاد خواستگاری مشکلم اینه ک میترسم از اینده از زندگی باهاش از اینکه باباش مشروب میخوره من مذهبی نیستم اما ب خیلی از حرفا اعتقاد دارم خصوصا حلال و حروم میدونی همش فکر میکنم میگن کسی ک سر سفرش مشروب باشه غذای اون سفره حرومه میترسم از اینکه فردا بچه من بخواد ببینه بابابزرگش مشروب میخوره و قبح خیلی از چیزا از بین بره
ب قول خودت ادما بهای تصمیاتشونو میپردازن و من میترسم از تصمیم گرفتن برا ی عمر زندگی
میدونی طرفم ی ادم خوبه ی ادم پایبند و خوش قلب ک اهل هیچی نیست و سالمه
مامان ندارم خواهرم ندارم ک ازش راهنمایی بخوام بابام هم سرش ب کاراش گرمه
میترسم کمکم کن چون مدام پیگیره و جواب میخواد
 

 

پ ن"من وارد بحث مذهبیش و اعتقادات شخصیش نمیشم. . .اما بلفرض که خود مشروب حروم باشه و پدرش خورده باشه.یعنی چی؟از نظر مذهبی پسر نوح بد بود چه ربطی داشت به پدره؟؟؟؟بی انصافی نیست به نظرت؟؟؟؟به نظرت اگه اعتیاد داشت لقمه حلال بود چون جایی ننوشته مواد مخدر حرومه. . .ولی من مواد مخدر رو شخصا نه تنها حروم که نجس میدونم چون دیدم چطور به زندگی میتونه گند بزنه طوریکه ازون زندگی نکبت بباره!!!!اگه مذهبی هستی به مرجع تقلیدت روجوع کن.اگرم نیستی به مشاور. . . .

 

پ ن2:اینجا یه فاصله ای پیش اومده. . .یه پروسه ی زمانی که از چشم هم دور بودید. . .نمیگم باید کنکاش کنی ولی به نظر میرسه این رفتن یکهو دلیلی داشته!!!!اگه صرفا رفته و به قول تو الان با دست پر برگشته خب باید گفت خیلی مرررررررررررده . . .از طرف منم بهش بگو:مژگان گفت خوشالم مردایی وجود دارن که به جای حرف مفت زدن و تو گوش یه دختر ورد خوندن میرن و عملا با دست پر برمیگردن!!!اما اگر رفته دبنال یه ماجرایی و حالا دست از پا درازتر برگشته اونجا کاملا شخصی میشه و حس تو باید جواب بده(من شخصا پسمونده ی یکی دیگه رو قبول نمیکنم!!!به این صورت که طرف با من باشه.بعد بی دلیل بره پیش یکی دیگه و بعد به نتیجه نرسه و برگرده پیش من!!!)این فاصله مهمه!!!

 

پ ن3:نکات مثبت این پسر.شغلش.جایگاه اجتماعیش.اخلاقش.حس بینتون همه جزئ پوئن های مثبتیه که باید بهش توجه کنی!!!!

 

 

دختری 20 سالم تا الن هر چی ک خواستم تو زندگیم داشتم و زندگیمو دوس دارم اواخر سال 89 بود ک تلفنی با ی پسری آشنا شدم....مغرور بود ب مرور زمان عاشقش شدم با این ک اصن ندیده بودمش...عکسامو براش فرستادم خوشش اومده بود....من عکساشو دیدم زشت بود اما بازم دوسش داشتم و از دوست داشتنم کم نشد..هر چی اصرار میکردم نمیومد تهران ک ببینمش میگفت میترسه من ازش خوشم نیاد و دوس داشتنم تموم شه...اما من قیافش برام مهم نبود...از دوستاش شنیدم ک قبلا معتاد بوده بازم از علاقم کم نشد...ب خاطرش از خوابم هم میزدم از ساعت 8 شب تا 5 صبح باهاش حرف میزدم آخه شبا بیدار بود و روزا میخوابید...تا این ک بعد ی مدت اخلاقش عوض شد و دلیلش رو میپرسیدم نمیگفت تا بعد اصرار های پی در پی من گفت ک عاشق دختری بوده و هیشکی جای اونو براش نمیگیره و منم دوست داره اما ن در حد اون..اونشب ب هم ریختم اما بعد ی مدت با حرفاش خرم کرد و دوباره مث قبل شدم...جواب زنگ منو نمیداد میمردم و زنده میشدم...در حد مرگ دوسش داشتمو دارم تا اینک بعد دو سال

اوایل ماه رمضون بود اومد تهران منم نمیتونستم برم بیرون...اشتباه خیلی بزرگی کردم..از بس دوسش داشتم آوردمش خونمون .تا دیدمش بغلش کردم بوسش کردم....لب. . . ب خدا واسه من همش از رو دوست داشتن بود.بهم گفت اولین و آخرین باریه ک منو میبینی حلالم کن... معتاد شدم..باهاش قهر کردم گفت شوخی کردم بابا...منم جدی نگرفتم...میترسیدم کسی بیاد پایین ب زور فرستادمش ک بره و ازم قول گرفت ک فردا برم پیشش...صبحش ک بهش زنگ زدم تا برم پیشش رد زد و اس داد ک اولین و آخرین باریه ک منو دیدی و دیگه بهم زنگ نزن....هر چی دلیلش رو پرسیدم نگفت چرا.....حسابی زشت و لاغر بود و از هر لحاظ ازش سرتر بودم اما نمیدونم چرا اینجوری گفت..بهش هی زنگ میزدم..بهم گفت مث دخترای خراب چرا دست از سرم بر نمیداری؟باورم نمیشد اونه ک داره این حرفو
میزنه واقعا ناراحت شدم..منی ک ب جاش نماز میخوندم براش روزه میگرفتم تا مشکلاتش حل بشه...منی ک پاک بودنم براش ثابت شده بود ...چون گذاشتم ک بغلم کنه بوسم کنه بهم گفت
خراب....دیگه بهش زنگ نزدم الن تقریبا 1 هفتست ک ازش خبر ندارم..ب مادرش زنگ زدم مادرش میگه با من هم حرف نمیزنه و اعصابش حسابی خورده میگه فکر کنم دوباره رفته سمت مواد...ینی امکان داره دلیلش این باشه؟خودمم موندم ب خدا....ینی دوباره بر میگرده؟من هنوزم منتظر برگشتنش هستم....بهم گفته بود من خیلی وقته ک از زندگیت رفتم اما جون بهت قول داده بودم بیام پیشت اومدم تا ببینمت و دیگه تموم کنیم بهم میگه تو خیلی خودخواهی ی بارم بببین من چی میخوام و چی میگم...من اصن اونو برای زندگی کردن نمیخوام اما دلم میخواد تا وقتی ک دوسش دارم باهاش باشم...هیشکی مث اون نمیشه برام..عذاب وجدان گرفتم ک توی ماه رمضون همچین غلطی کردم و خیلی احساس گناه میکنم..اولین کسی بود ک لمسم کرد و ب همین دلیلم شده فراموش نمیکنمش..دارم عذاب میکشمتو رو خدا راهنماییم کن و بگو ک چی کار کنم..بچه ها تو رو خدا هر کی این مطلبو میخونه برام نظر بذاره ک دلیل این رفتارش چی بوده...تو رو خدا مزگان جان راهنماییم کن

 

پ ن:انسان کاملترین موجود خلقته!توی حیوونا همیشه این جنس نره که دنبال ماده میره.توی گیاه ها این دانه ی گرده(نر) میره به سمت ماده. . .خالا توی انسان با این همه تکامل ما داریم برعکسش میکنیم. . .یه هنجار غلط بوده. . .اوک . . .من آدمی ام که میگم زن حق انتخاب داره.زن اصلا میتونه پا جلو بزاره.واسه عشقش اصلا میگم زن و مرد نداریم ولی لامصصصصصصصصصصصصصب شیوه ش رو یاد داشته باش.علمش رو داشته باش.بعد برو جلو. . .تو تصور کن یه دختر رو بار اول میبینی دختره بیاد آویزونت شه؟؟؟؟اصلا دختر تو خودت چطور تونستی بار اول این کارو بکنی. . .تازه من قسمت های دیگه ی کاراتم سانسور کردم.آدم حتی با نامزدش بار اول این طوری برخورد نمیکنه!!!!

 

پ ن2:جدای از همه ی اینا من نمیدونم. . .طرف با تو این طوری برخورد میکنه.بهت میگه کسی رو دوست داشتم تو جاشو نمییگری.واسه دیدنت و داشتنت کاری نمیکنه.خب چرا دست برنمیداری؟؟؟؟چرا واسه خودت ارزش قائل نیستی؟چرا به شخصیتت اهمیت نمیدی؟حتما باید بهت توهین میکرد؟حتما باید اون طوری بهت برچسب میزد؟؟؟آره؟؟؟؟باز تو به مادرش زنگ میزنی؟؟؟؟متاسفم. . .اون دوست داشتنی که شخصیت یه رن رو این طور به لجن بکشه.این طور به نام عشق خودتو تحقیر کنی. . .اون عشق نیست اون چررررررررررررررکه!!!!

 

پ ن3:درک رفتار یه پسر خیلی ساده است. . .گاهی واقعا لازم نیست که بگن:گمشو نمیخوام باهات باشم. . .از رفتاراشون میشه فهمید!!!!من توی این قضیه فقط و فقط تو رو مقصر میدونم دخترررررررررر واسه همین کلا وارد ماهیتش و این آقا نشدم!!!

 

پ ن۴: آدم ها بهای اعمال و انتخاب هاشونو میپردازن. . .

 

مژگان نوشت:دلخور نباش. . .این جماعت مدتهاست عادت کرده اند.به هوای (بارانی)  میگویند( خراب)

 

 

تاريخ سـاعت 12:33 نويسنده | |

miss-A