گر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.

اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.

اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.

اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.

اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.

اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.

اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.

اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.

اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.

اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.

اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.

اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید.

سلام مژگان عزیز
بابت این که اینقد مهربونی و وقت میذاری کلی ممنون . مرسی که اینقد خوبی
اگه میشه لطف کن و بهم کمک کن
راستش من پارسال با یه آقایی اشنا شدم که خوب در حد آشنایی برای ازدواج بود و بعد از مدتی هم به این نتیجه رسیدم که مناسب هم نیستیم و تصمیم گرفتم ارتباطمون رو ادامه ندم
امسال با یه آقایی اشنا شدم که واقعا و از ته دل دوستش دارم و خیلی برام اهمیت داره
ایشون خیلی خیلی اعتقاداتشون سخت گیرانس و اینطور که خودشون گفتن تا به حال با کسی در ارتباط نبودن
من اما بهش نگفتم که گذشته با یه آقایی بودم و حتی یک بار که ایشون راجب اون اقا از من پرسیدن چه نسبتی باهام داره که توی اینستا قبلا براش کامنت گذاشتم راستش رو نگفتم اما اینکارو فقط به خاطر از دست ندادنش کردم
الان خیلی نگرانم که ایشون بفهمن من دروغ گفتم و از دستش بدم از طرفی نمیتونم بهش بگم و برام سخته
لطفا کمکم کننید

 

پ ن:یا خدا. . .اصلا فکر کردی ک میتونی باهاش زندگی کنی یا نه و اینکه این چیزا الان جذاب ممکنه باشه بعدا داغونت میکنه

پ ن2:من اعتقادم براینه ک مسایل خصوصی هرکس به خصوص گذشتش به خودش مربوطه ولی دروغ کار خوبی نیس خصوصا واسه فردی ک انقدر براش مهمه

پ ن 3:لطفا بیشتر فک کن

 

سلام من همونی ام که تقریبا 2 ماه پیش براتون پیام فرستادمو داستامم تو وبلاگتون گذاشتین همون که پدرم معتاده و گاهی هم مواد میفروشه
مثل اینکه وقتی داشته تو ماشین مصرف میکرده میگیرنش همون روز زنگ میزنه به مامانم میگه سند خونه رو براش ببره ولی مامانم این کارو نمیکنه تا اینکه 2 روز بعدش با چندتا مامور میان خونمونو میگردن واسه مواد و به مامانمم میگن در حین مصرف گرفتنش قبلا هم گفته بودم که یه بار به جرم قاچاق براش هشت سال زندان بریدن که سه سال اون تو بود و بعدشم ازادی مشروط بهش خورد و سه سالم عفو بهش خورد یعنی دو سالش مونده بود که بهش گفتن اگه دوباره کاری کنی این دو سالم رو پرونده ات هست میخواستم ازتون چندتا تا سوال بپرسم یکی اینکه زندان و جریمه ی نقدی مصرف شخصی چه قدره اینم بگم که همه چی مصرف میکنه از تریاک تا شیشه
یکی اینکه اون دو سال زندانی که از جرم قبلیش موند اون دو سالم باید حبس باشه
یکی اینکه با ماشین گرفتنش و ماشینمونم الان پارکینگه برای اینکه ماشینمونو از پارکینگ دربیاریم میتونیم کاری کنیم یا نه
ممنون میشم جوابمو زود بدی مرسی که وقت میذاری عزیزم
از هرکس که این متنم میخونه تقاضا میکنم واسه زندگی ما دعا کنه که پدرم عاقل شه و دست از این کارا برداره
بابام حتی به پول این کارم احتیاج نداره نمیدونم چرا این کارا رو میکنه

پ ن:در مورد سوال اولت میزان ماده مخدر و نوعش کاملا باید مشخص باشه چون مصرف و نگهداری هردو با هم رسیدگی میشه در مسایلی مثه شیشه حتی چند گرم باعث اعدامه اما چیزی مثه تریاک حتی چند کیلو هم باشه بازم به حبس های طولانی نمیرسه

 

پ ن2:چنانچه دوسال قبل تعلیق شده باشه و جرم جدید اثبات بشع قبلی ها هم اضافه میشه

 

پ ن3:برای پاسخ دقیق باید بدونم ک ماشین به نام کیه و ایا جرم پدر فقز مصرفع یا قاچاق. . .با توجه به گشتن منزل توسط پلیس ستاد و اطلاعات احتمال قاچاق بیشتره و بنابراین چنانچه ماشین به نام پدر باشه توسط دولت ضبط میشه

 

پ ن4:با ارزوی ارامش برای هممون به خصوص تو و خونوادت

 

 

و قسمت آخر پرونده تجاوز به عنف پدرشوهر به عروس

 

هنوز پرونده ادامه داره. . .همیشه نظرم این بود ک روی ادم معتاد نمیشه حساب کرد. . .واسه همینه ک توی تمام این 5 سال ک از عمر نت میگدره یکبار هم معتادی رو تایید نکردم. . . .اما بگدریم به اونجا رسید کار ک. . .

 

اقای چررررک به من پیام داد ک از پرونده ما بکشید بیرون. . .بعد منو توی سالن دید و فکر کرد الان صداشو بالا ببره من سرمو پایین میندازم و بخاطرحفط ابرو سکوت میکنم. . .نمیدونس من خودم با هرکی مثه خودش برخورد میکنم. . .تهدیدم کرد کرد ک ازم شکایت میکنه ک من مجبورش کردم شهادت دروغ بده. . .فقط به خاطر اینکه پشت زنش مونده بودم و موندم و دست برنمیدارم. . .خودش هم رفت شهادتشو پس گرفت و گفت ک:پدر و مادر خانومم برای اخاذی از پدرم این نقشه رو کشیدن. . .و بعد ما موندیم و یه پرونده تجاوز به عنف بدون شاهد  و بدون برگه پزشکی قانونی و بدون هیچ دلیل و مدرکی. . .و یه زن ک به جای حمایت ازش طردش کردن و بهش بهتان زدن و یه بچه ک زودتر از زمانیکه معنای کلمات و و زندگی رو بفهمه. . .انگ بیچارگی رو پیشونیش خرده و یه وکیل ک میخواست از حق یه زن دفاع کنه ولی دست از پا درازتر به عقب برگشت و یه حرومزاده چررررررررک بیشرف ک ک به دوتا عروسش تجاوز کرده و معلوم نیست به چند نفر دیگه و همچنان مسیول حراست از یه بیمارستانه ک مثلا امنیت رو تامین کنه و منی ک با تایپ این حرفا حتی اذیت میشم بیشتر ازینکه ناتوانم از انجام هرکاری و. . .